محمد رضا واليزاده معجزى

197

تاريخ لرستان ( روزگار پهلوى ) ( فارسى )

الله هادى و كدخدا ابو ، عموزاده امان الله و كدخدا على بخش و محمد خان پسر شيخ على خان بيرانوند با اهل و عيال و قيطول و طايفه عموما به طرهان رفتند تا به كمك امير اعظم با قواى نظامى بستيزند . بعد از جنگهاى اوليه نيروى غرب و عشاير كه در دو وهله آن كار به جاى باريكى رسيد و تلفات زياد متوجه نيروى غرب گرديد ، تجمعى به اين كثرت ديده نشده و چنين نيرويى از عشاير در يك نقطه گرد نيامده بود . شورشيان در هرنقطه كه به مركز پستى دسترسى پيدا كردند آن را از ميان برداشتند و نيروهاى خود را در قلعه كوهدشت كه آن موقع داير و آباد بود و در رومشكان و مسير رودخانه كشكان تمركز دادند . به تقليد از قواى نظامى آنها هم سازمانى براى خود داده ، دفتر فرماندهى ، اركان حرب ، اداره ذخاير تسليحات ، امور ادارى و تداركات و فرماندهان واحدها را تعيين كردند و گويا نام « قواى اسلامى » را هم روى خود گذارده بودند . فرماندهى كل قواى اسلامى به عهده على محمد خان امير اعظم و رياست اركان حرب كل قشون ( ستاد نيرو ) به عهده ميرزا محمد خان تيمورپور بود . و ساير رؤسا و فرماندهان نيز « على قدر مراتبهم » مسؤوليت قسمتى را بر عهده داشتند . علاوه بر مركزى كه جزو فعاليت آنان بود راه كوهدشت تا خرم‌آباد هم در دست آنان بود و هر گونه تاخت‌وتازى كه مىخواستند در اين نواحى مىكردند . ناحيه كبيركوه كه از ماجراى امير اعظم فاصله داشت همچنان در دست كدخدا دوسته و ياران و همدستانش بود و آنها در آن دژ طبيعى و محكم كه ثانى اثنين آشيانه عقاب بود با خيال راحت ساليان متمادى مشغول ياغيگرى بودند . خاك طرهان و بالاگريوه و الوار گرمسيرى كه مشتمل بر بخشهاى وسيع است و ناحيه گرمسيرى لرستان را تشكيل مىدهد با خاك صميره و قسمت عمده‌اى از خاك پشتكوه در زير سلطه شورشيان مزبور بود كه اينها روى هم رفته نيمى از خاك لرستان را شامل مىشود . در اين هنگام سرتيپ محمد خان شاه‌بختى فرماندهى تيپ لرستان را به عهده داشت كه در صفحات بعد جنگهاى شاه‌بختى و شورشيان را بررسى خواهيم كرد .